قالب وردپرسافزونه وردپرسقالب فروشگاهی وردپرسقالب وردپرسقالب صحیفه

هنرمندی که صدایش شریک غم و احساس مردم جنوب است

پولاد اسماعیلی

بیوگرافی

متولد ۱۳۳۸ روستای احشام قائدها در شهرستان دشتی هستم. دوران ابتدایی را در این روستا گذراندم و در ۸ سالگی پدرم را از دست دادم و شرایط تحصیل و زندگی برای من دشوار شد ولی با حمایت برادر بزرگم دوران راهنمایی و دبیرستان را در خورموج طی کردم.

سال ۱۳۶۳ به استخدام آموزش و پرورش در آمدم و روستای شیخیان اولین روستایی بود که به تدریس پرداختم و در ۲۵ سالی که درآموزش و پرورش بودم ۲۳ سال در روستاها تدریس می کردم.

سال ۱۳۷۳ ازدواج کردم که ثمره این ازدواج یک دختر و یک پسر می باشد.

علاقه به شروه

شروه در مردم دشتی نهفته است و در این منطقه مردم با شروه، لالایی، نوحه پامنبری و چاوشی از کودکی مانوس هستند و برخی صدای جذابی دارند و معمولا اغلب مردم چاوش خوان و شروه خوان هستند و من هم از کودکی شروه در گوشم زمزمه می شد و حتی در دوره دانش آموزی و کودکی شروه را زمزمه می کردم .

دوران سربازی

درسال ۱۳۵۹ به سربازی رفتم و دوران آموزشی را در کرمان گذراندم و در خوابگاه برای سربازها شروه می خواندم و باعث شد هم وطنانی که هم دوره من بودند با شروه آشنا شوند هر چند برخی از آن ها حتی نمی توانسند درست شروه را تلفظ کنند و بعد از آموزشی ادامه دوران سربازیم را در جبهه گذراندم نیز برای رزمندگان شروه خوانی می کردم.

محمدحسن قایدی

محمدحسن قائدی در روستای کله سا در ۴ کیلومتری احشام قائدها که اکنون فاقد سکنه است زندگی می کرد و سپس به بحیری رفت. شوهر خاله من و پسر خاله مادرم می شد و در تشویق من به شروه خوانی نقش مهمی داشت. دوبیتی های زیادی از حفظ بودم و کودک که بودم می دیدم به همراه میرزا احمد نجفی ساکن جبری و تعدادی دیگر حافظ خوانی دارند و اشعار حافظ را معنی و تحلیل می کنند. قایدی حکم استاد برای من داشت و به خوبی شروه را تحلیل می کرد و در تلفیق شعر و موسیقی تبحر خاصی داشت. وی زندگی ساده ای داشت و معتقدم سادگی صداقت می آورد. قائدی در سال ۱۳۷۱ فوت کرد.

چند وجهی شروه

شروه در منطقه دشتی هم در عزا و هم در جشن می خواندند و به قول مولانا

من به هر جمعیتی نالان شدم      جفت خوش حالان و بد حالان شدم

شروه نیز دارای چنین ویژگی می باشد.

انگیزه شروه خوانی

بر خلاف تصور برخی که گفته اند عشق مرا شروه خوان کرده شروه بازتاب رنج ها و فشار زندگی بوده و خیلی از دشواری ها و دردها را با شروه انعکاس داده ام.

شروه غم و درد زندگی را بیان می کند و برای مادری که تحت عنوان لالایی شروه می خواند دوست داشتن فرزند و برای کشاورز در مزرعه کاستن خستگی است.

در روستا که بودم شب نشینی ها همیشه همراه بود با شروه خوانی و شروه نقل مجلس بود.

ابداع سبک

سبکی که اختراع کردم به شکل بداهه بود و در گذشته غالب شروه خوانان داری لحن یا گرده خاصی بودند که بدون داشتن علم موسیقی یا استاد ابداع می کردند. شعرهایی هم که انتخاب می کردم از سینه ها و دوبیتی های ناب دوبیتی سرایان بود.

کار اول

اولین کارم به شکل کاست در سال ۱۳۶۶ توسط اسماعیل حاجیانی ضبط و منتشر شد و مورد استقبال مردم قرار گرفت و تا سال ۱۳۷۰ معمولا سالی یک کاست به بازار دادم. کار اول باعث شد روی زبان ها بیفتم و استقبال مردم به هنرمند انگیزه می دهد و تا حدودی هویت هنری من در کار اول شکل گرفت.

شماره ۶

از سال ۷۰ تا ۷۵ به خاطر سخت گیری که برای ارائه یک کار خوب داشتم وقفه ای افتاد تا این که در این سال شماره ۶ توسط استریو بهار خورموج که آن زمان عباس زارعی مدیرش بود و با صدابرداری آقای هاشمی فرد به بازار آمد و در سطح استان و استان های مجاور از این کار استقبال شد و به گواه برخی عام و خاص شماره ۶ بهترین کارم محسوب می شود.

خواسته های مردم

پس از کار اول تمریناتم بیشتر شد و خواسته های مردم که شعرهای عرفانی و عاطفی بود در نظر می گرفتم و شعر خوب برای مردم اهمیت زیادی داشت.

تاثیر دستگاه صوتی

یکی از عوامل خوب بودن شماره ۶ دستگاه صوتی خوب بود و در آن زمان دستگاه صوتی خوب خیلی کم وجود داشت و فشار زیادی بر حنجره وارد می آورد. یک دستگاه صوتی خوب اجازه نفس بیشتری به خواننده می دهد.

شب شروه

اولین شب شروه ای که شرکت کردم دهه فجر ۱۳۶۵ در سینما بهمن بوشهر بود که مرحوم قائدی، مرحوم فردوس، شهسوار گنجی، صغیری و علی عاشوری شرکت داشتند و تا سال ۷۹ در شب شروه های بسیاری شرکت کردم و یکی از برنامه های خاطره انگیز شروه خوانی در سال ۱۳۶۹ در حرم امام بود و سال ۶۹ نیز اجرایی در فرانسه با عنوان پاییز پاریس داشتم.

ویژگی شروه خوان

شروه خوان باید از صدای خوبی برخوردار باشد و شعرهای با مفهومی انتخاب کند و برای خودش سبک ابداع کند. شروه خوان باید مواظب باشد کمتر سرما بخورد و رعایت مسائل غذایی بکند و آب گرم هم به حنجره لطمه می زند و آب ولرم مناسب حنجره است.

دوران بیماری

اواخر سال ۷۹ سرماخوردگی های شدیدی دچار شدم و سپس تبدیل به آلرژی و بعد آسم شد و شدت پیدا کرد و از همان سال تاکنون نتوانسته ام بخوانم.

هرماه نزدیک به ۴۰۰ هزار تومان برای خرید دارو و ویزیت پزشک هزینه می کنم و برخی از داروها نیز قادر نیستم خارجی آن را بخرم.

از خدا نا امید نیستم و امیدوارم بهبودیم را به دست بیاورم و اگر خدا صلاح ببیند مشکل من هم حل می شود.

 

منبع: سایت روابط عمومی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان دشتی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*

قالب وردپرسافزونه وردپرسقالب فروشگاهی وردپرسقالب وردپرسقالب صحیفه